سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

130

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شده باشد همانطورى كه قبلا گفتيم . قوله : و الجيب و الكم : كلمه [ جيب ] بفتح جيم و سكون ياء عبارتست از جايگاهى كه در البسه تعبينه كرده و در آن اشياء مورد احتياج از قبيل پول و دستمال و كليد و اشياء سبك ديگر را قرار مىدهند . و لفظ [ كمّ ] بضم كاف و تشديد ميم قسمتى از البسه را گويند كه دست‌هاى لابس در آن واقع مىباشد و باصطلاح اهل فرس [ آستين ] . مؤلف گويد : سابق وسائل و اشياء نامبرده مخصوصا نقدينه را يا در جيب‌هاى خود قرار مىدادند و يا در كيسه‌اى نهاده و آن را در آستين خود پنهان مىكردند به اين نحو كه كيسه را يا با آستينشان مىدوخته و يا با ريسمانى مىبستند . قوله : ما كان فى ظاهر الثّوب الاعلى : مثلا معمول است روى قميص و پيراهن كت يا قبا مىپوشند و مقصود از ثوب اعلى همين قبا و كت مىباشد حال به اين قبيل البسه جيب‌هائى مىدوزند كه برخى از آن‌ها روى لباس واقع شده همچون جيبهاى دو طرف كت كه در بسيارى از آنها به اين نحو است كه پارچه را روى كت نهاده و سه طرف آن را مىدوزند و يك جانب آن را بعنوان دهانه جيب بازگذارده كه از آن طريق دست را به درون آن داخل مىكنند و ما يحتاج خود را خارج مىنمايند . قوله : و الباطن ما كان فى باطنه : ضمير در [ باطنه ] به ثبوت اعلى برمىگردد . مثلا درون كت يا قبا جيب‌هائى مىدوزند كه در اصطلاح امروز به جيب بغل معروف است بطورى كه تكمه‌هاى لباس وقتى بسته مىشود اين